بومگردیهای مازندران در برزخ تجربه و اقامت
لبه ایوان چوبی ایستاده و به مهمانان خوشامد میگوید؛ لباس قاسمآبادی به تن دارد که نه تنها لباس محلی مردم منطقه مازندران نیست بلکه پوشیدن آن حتی در گذشته هم در امور روزمره خانه مرسوم نبود. بوی نان داغ در فضا میپیچد، اما این نان نه در تنور گلی حیاط، بلکه در توستر آشپزخانه پخته شده، از سفره صبحانهای که برایمان چیده عکس میگیرد، لحظاتی بعد، این تصویر با هشتگ زندگی روستایی در اینستاگرام بارگذاری میشود. اینجا یک اقامتگاه بومگردی است؛ جایی که همه چیز برای تماشا طراحی شده، اما تقریباً هیچ چیز برای لمس تجربه زیست مردم یک منطقه نیست.
به گزارش ایرنا، این صحنه، برشی از واقعیتِ صنعتی است که قرار بود نجاتبخش و پویایی اقتصاد گردشگری روستاهای ایران باشد، اما اکنون در تله اینستاگرامیشدن یا کالایی شدن فرهنگ گرفتار شده است. درواقع درحالی تعداد متقاضیان دریافت مجوز و تسهیلات احداث بومگردی رو به افزایش است که کارشناسان هشدار میدهند که این واحدها در حال تبدیل شدن به تجربهی سفری خالی از هویت و اصالت مناطق روستایی هستند.
به بیان دیگر مشکل اینجاست که در بسیاری از این اقامتگاهها، تجربه زیسته جای خود را به صحنهآرایی داده است. خانههای کاهگلی با نردههای ضربدری، تعدادی لوازم خانه که صرفا برای دکور خانه خریداری شده و کاربرد دیگری ندارد پای ثابت همه بومگردیها هستند.
به همین دلیل بومگردی به جای آنکه زمینه یک تجربه اصیل بومی محلی را فراهم کند، از یک شیوه زندگی به یک مدل کسبوکارِ صرف تبدیل میشود، میزبان به جای آنکه زمینه تجربه و هویت منطقه را فراهم کند، شبیه کارگردان تئاتری است که در آن، سنتهای محلی تنها دکور صحنه هستند. در چنین شرایطی نهتنها گردشگر را بدون لمس یک زندگی بومی محلی به خانه میفرستند، بلکه با حذف مشارکت واقعی جامعه محلی، اقتصاد روستا را به یک اقتصاد نمایشی و وابسته تبدیل میکنند و از همه مهمتر تجربه جذابی که بخواهد انگیزه سفر بعدی را رقم بزند هم شکل نگرفته است.
بومگردیهای مازندران در برزخ تجربه و اقامت
توقف «کمیگرایی» در صدور مجوزهای بومگردی/ تغییر سیاستهای میراثفرهنگی در صدور مجوز بومگردی
اما راهِ عبور از این بنبستِ تصنعی، از مسیرِ تغییرِ نگاه میگذرد. کارشناسان معتقدند برای آنکه بومگردی دوباره به معنای اصیل خود بازگردد، باید از مدلِ خوابگاهداری به سمت تجربهگرایی کوچ کرد. جریانی که قرار است به متقاضیان بیاموزد چگونه به جای فروختنِ یک اتاق، یک روز زندگی به سبک مازندرانی را به گردشگر هدیه بدهند. در واقع، راهکار برونرفت از وضعیت فعلی، در توانمندسازیِ میزبانان است.
در همین ارتباط مسئول بومگردیهای ادارهکل میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی مازندران با پذیرش نقدها مبنی بر تمرکز بیش از حد واحدهای بومگردی بر جنبههای صرفاً اقامتی، به خبرنگار ایرنا گفت: اکنون بخش بزرگی از اقامتگاههای بومگردی با تمرکز افراطی بر مسئله اسکان، از کارکرد اصلی خود که همان انتقال تجربه زندگی بومی و محلی است، فاصله گرفتهاند.
ابوالفضل نیکوبیان با اشاره به اینکه سیاست جدید این نهاد مبتنی بر تغییر این چرخه است، افزود:برنامهریزیهای جدید بر پایه برندسازی و انتقال فرهنگ بومی بنا شده است تا این واحدها از یک خوابگاه روستایی، به مکانی برای لمس واقعی زندگی محلی تبدیل شوند.
وی با اشاره به برگزاری دورههای آموزشی برای متقاضیان مجوز و صاحبان اقامتگاههای بومگردی، تفاوت بنیادین هتل و بومگردی را در دو واژه خلاصه کرد و گفت: هتل فضایی برای آسایش است، اما بومگردی باید فضایی برای آرامش و لمسِ سبک زندگی مسافر باشد.
نیکوبیان با تأکید بر اینکه بومگردی باید راویِ صادقِ اصالت باشد، نه فقط عرضهکننده تخت و غذا، تصریح کرد: برای پایان دادن به دوران بومگردیهای تصنعی و ویترینی، از این پس کیفیت بر کمیت مقدم خواهد بود. ضوابط صدور مجوز بسیار سختگیرانهتر میشود تا تنها افرادی وارد این عرصه شوند که توانایی ارائه یک سفر تجربهمحور و اصیل را داشته باشند.
این مسئول میراثفرهنگی استان همچنین از تغییر جدی در سیاستهای نظارتی خبر داد و تأکید کرد: به هیچ عنوان قرار نیست تمرکز بر کَمیتِ صدور مجوز باشد؛ ارزان بودنِ سفر در اقامتگاههای بومگردی یک مزیت رقابتی است که صاحبان این واحدها باید از این ظرفیت به عنوان فرصتی برای انتقال تجربه و فرهنگ استفاده کنند.
بومگردیهای مازندران در برزخ تجربه و اقامت
به گزارش ایرنا، به نظر میرسد زمانِ آن فرارسیده است که بومگردیهای مازندران از این برزخِ میان نمایشی بودن عبور کنند. اگر قرار است بومگردی همچنان قلب تپنده گردشگریِ روستایی بماند، باید به جای دکورهای بیروح، روی روح و روان آدمها سرمایهگذاری کنند؛ چرا که در نهایت، آنچه مسافر را دوباره به جاده میکشاند، عکسهای اینستاگرامی نیست، بوی واقعی نان، تجربه یک زندگی روستایی اصیل بدون هرگونه ادا و تصنع است، یک جریان زندگی واقعی که ماندگار است.